ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

81

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

كاروانسرا افتاده بودند هيچ خواب ميسر نشد . ساعت هفت « 60 » شبگير نموديم . مغار آخرين منزل از خاك اصفهان است . [ اول خاك كاشان ] [ باد - بادافشان ] يكشنبه دوازدهم : صبح از قرب قريهء باد كه اسم اصلى آن بادافشان است و از قرار مذكور شهرى بوده كه چهار فرسخ طول و عرض آن بوده ، گذشته در چاپارخانهء قريهء خالدآباد پنج فرسخى مغار منزل شد . گويند اينجا از مستحدثات خالد وليد است . [ خالدآباد ] در گود « 61 » ريگ يك فرسخى خالدآباد از دور بقعهء امامزاده على عباس و ابى محمد كه از اولاد حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بوده‌اند ، نشان دادند . تفصيل اين دو امامزاده از قرارى كه در بعضى از تذكره‌ها نوشته شده اينست كه چون حضرت عرش رفعت امام ثامن عليه السلام در خراسان ولايت عهد يافتند ، منتسبان خانوادهء امامت از مدينهء طيبه متدرجا عزيمت تشرف به حضور مبارك نمودند . از جمله اين دو امامزاده شدّ رحال نموده ، چون به فين كاشان رسيدند ، بعضى از دوستان آنها را از استعجال منع نموده ، گفتند چندى در اين حوالى به سر مىبايد برد تا حقيقت امر و چگونگى حال امام عليه السلام معلوم شود . لهذا اربعينى در فين و بعدها برحسب استشاره با دوستان و معاشران به شهر بادافشان كه گمان وجود شيعيان داشتند آمدند . بعد از چند روز خبر رسيد كه مأمون با امام غدر كرده آن حضرت را زهر خورانده شهيد كرده است . اين دو امامزاده متحسر و متحير مانده ، در اين محل به شرايط تعزيت‌دارى پرداختند . دوستان و شيعيانى هم پيرامن ايشان مجتمع شده ، على الظاهر اظهار مهربانى و غمخوارى مىكردند . چون خبر ايشان در اطراف منتشر شد ، و از جانب مأمون جمعى نامزد شدند كه

--> ( 60 ) - ساعت هفت شبگير نموديم ، يعنى هفت ساعت بعد از اذان مغرب يا غروب آفتاب منظور است . زيرا در آن اوقات ساعت را در ايران با طلوع و غروب آفتاب محاسبه مىكرده‌اند . و مثلا مىگفته‌اند چند ساعت از دسته گذشته . ( 61 ) - گود - چاله و به معنى زمين پست مىباشد .